محک عشق

نه دل آزرده، نه دلتنگ، نه دلسوخته ام
یعنی از عمر گران هیچ نیندوخته ام

پاسخ ساده ی من سخت تر از پرسش توست
عشق درسی است که من نیز نیاموخته ام

روسیاه محک عشق شدن نزدیک است
سکه ی ((قلب)) زیانی است که نفروخته ام

برکه ای گفت به خود، ماه به من خیره شده است
ماه خندید که من چشم به ((خود)) دوخته ام

شده ام ابر که با گریه فرو بنشانم
آتش صاعقه ای را که خود افروخته ام

 

صفحه ی ۲۱

** کتاب: ضد ** شاعر: فاضل نظری ** نشر: سوره مهر **

 

ارسال دیدگاه برای این مطلب