همگان

چقدر چون همگان، مثل دیگران باشم
به جای عشق، به دنبال آب و نان باشم

اگر پرنده مرا آفریده اند چرا
قفس بسازم و در بند آشیان باشم

اگر چه ریشه در این دشت بسته ام،باید
به جای خاک گرفتار آسمان باشم

من از نزاع ((دلم)) با ((خودم)) خبر دارم
چگونه با دو ((ستم پیشه)) مهربان باشم

نه او بخاطر من می تواند این باشد
نه من به خاطر او می توانم آن باشم

 

صفحه ی ۲۵

** کتاب: ضد ** شاعر: فاضل نظری ** نشر: سوره مهر **

 

ارسال دیدگاه برای این مطلب